تبليغاتX
ر کعتان فی الع ش ق - نسل سوخته
رکعتان فی العشق لایصح وضوءهما الا بالدم (دو رکعت نماز عشق جز با وضوی خون صحیح نمی باشد)

سلام.

حتما" بارها شنیدین که میگن : به ما که رسید، آسمون طپید. امروز مصداق این جمله رو درک کردم.مصداق این جمله نسل منه. همون نسلی که بهش میگن نسل سوخته. امروز نتایج کنکور اعلام شد. توی آشنایان و اقوام از هرکی می پرسید یا پزشکی قبول شده بود یا داروسازی یا مهندسی یا ... . نکته ی جالب این بود که با رتبه هایی که داشتند اصلا" به نظر نمی رسید این قدر موفق بشن.البته اینکه اطرافیانم موفق شدند واقعا" منو خوشحال کرده بود ولی یاد خودم و زمان کنکور خودم افتادم. چقدر همه زحمت می کشیدیم. اونهمه شرکت کننده با ظرفیت پایین دانشگاهها و کلی مشکلات خاص خودش.

یه نگاهی که به گذشته کردم دیدم مشکل مربوط به من تنها نیست بلکه نسل من  نسل سوخته ای شده.

تولد:

 زمان جنگ بدنیا اومدیم. خاطرات کودکیمون با خاطرات جنگ یکیه. هنوز استرسهایی که به خاطر رفتن اطرافیان به جبهه به خونواده وارد می شد رو یادم هست. مارشهای عملیات که از تلویزیون پخش می شد.تحریم اقتصادی، حقوقهای پایین کارمندای دولت که پدر و مادرهای ما بودند. دولت هم که سیاستهای تبلیغ افزایش جمعیت رو پیش گرفته بود تا ...

تحصیل:

بعد هم که پا به مدرسه گذاشتیم کلاسهای شلوغ، امکانات پایین، بچه هایی که به خاطر موشکباران از شهرهای دیگه اومده بودن ، خیلی از همکلاسیها که پدرشون شهید شده بود و...

دانشگاه:

پشت سد کنکور رسمون کشیده شد.شرکت کننده های زیاد، ظرفیت پایین دانشگاهها، بعد از ورود به دانشگاه هم که بحث سیاسی بود و اصلاحات خاتمی و نسل جوان و شعارهای مزخرفی که مسئولین فکر میکردن نیاز نسل جون فقط اینه که آقایون شعار بدن ما به نسل جوان اهمیت می دهیم،نسل جوان امید کشور ماست و از این چرت وپرتهایی که نه من و نه هم نسلیهای من هیچ وقت باور نکردیم. امکانات پایین دانشگاهها، استادهای فسیل شده ای که جزوه هاشون مال عهد عتیق بود و....

کار:

 فکر کنم برای این قسمت چیزی ننویسم بهتره. یه نیگاه به دور و برتون ندازین

اخلاق:

 شکافی که بین نسل من با گذشته و آینده افتاد ما رو به گردابی انداخت که اسمش رو گذاشتن تهاجم فرهنگی. یادمه از بچگی این رو میشنیدم ول هیچ وقت ندیدم کاری بکنن. آخه این که به چهار تا جوون گیر بدی چرا موهات اینجوره، چرا آستینت فلانه که نشد مبارزه با تهاجم فرهنگی.  من با بدحجابی و .. مخالفم و واقعا" اعصابم رو خورد میکنه ولی دلیلش چیه؟ هیچ مسئولی تا حالا درست ن و نسل من رو درک نکرده. نه هاشمی، نه خاتمی ، نه احمد ونه هیچ کس دیگه نفهمید که درد نسل من چیه. دنبال چیه. نسل من دوست داره براش ارزش قائل بشن. آدم حسابش کنن.بهش اعتماد کنن .بهش مسئولیت بدن. فقط به چشم یه نسل فاسد بهش نگاه نکنن.

آینده:

بحرانهای مدیریت، بزرگتر شدن فاصله های طبقاتی، در حسرت یک سرپناه ماندن، سر در گمی بیشتر، و تکرار هر چه بیشر این سوال: که چی؟

خیلی آینده:

مشکلات بازنشستگی، خانه ی سالمندان، کارتهای بی اعتبار منزلت!!، نداشت پس انداز برای خرید یک متر قبر ، شلوغی سردخونه ها، کمبود کفن و کافور و صدر و...، ...

خیلی خیلی آینده:

هم نسلیهای من پشت در کنکور سوالات نکیر و منکر تو اون دنیا وایستادن. ظرفیت بهشت تکمیل شده... و بقیه ی ما رو میفرستن جهنم تا کاملا" معنی نسل سوخته تعبیر بشه...

                           " که چی بشه؟"

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 14:8  توسط عبد المهدی  |