|
رکعتان فی العشق لایصح وضوءهما الا بالدم (دو رکعت نماز عشق جز با وضوی خون صحیح نمی باشد)
|
سلام.توی پست قبلی در مورد اینکه گاهی اوقات مغز ما به دلیل انبوه اطلاعات بیفایده و بی ربط به هم امکان دریافت ورودی جدید رو نداره صحبت کردم. اما در این پست میخوام در مورد یه نکته ی بسیار مهمتر و یه نتیجه ی اخلاقی مهم تر براتون بگم.امیدوارم مفید باشه:
* ببینین دوستان من، نظام عالم یه جوری همه چیزش به هم مربوطه.البته این یه موضوع کاملا واضحه چون حکمت خدا اینو اقتضا می کنه که همه ی کاراش بی عیب و نقص باشه و در حد اکمل باشه.
** دنیا پره از خوبیها و توفیقاتی که خدا برای ما قرار داده تا بتونیم مسیر کمال خودمون رو به نحو احسن طی کنیم. به قول یه اندیشمند: (ای بشر، کانون خوشبختی و بدبختی در دست خود توست؛ آینده همان است که امروز می اندیشی). یه جور دیگه بگم. فرض کنین توی یه رودخونه قرار داریم و به ما یه ظرف دادن که از طلاهایی که توی این رودخونه وجود داره پر کنیم.البته توی این رودخونه سنگهای بی ارزش هم زیاد وجود داره. بیرون از رودخونه به ازای هر چقدر طلا جمع کرده باشیم بهمون پاداش میدن. مسلمه که اگه سنگهای بی ارزش جمع کرده باشیم هیچ پاداشی گیرمون نمیاد. اگه ظرفمون رو از سنگای بی ارزش پر کنیم دیگه جایی واسه طلاها نمیمونه.
*** یه مثال دیگه: از آسمون بارون میاد. توی بیابون گیر افتادیم حسابی هم تشنه مونه. اگه آب نخوریم میمیریم. یه ظرف داریم. اگه این ظرفمون رو زیر بارون بگیریم پر از آب پاک وزلالی میشه که هم عطشمون رو رفع میکنه و هم از خوردن اون آب لذت میبریم. دقت کنین که در صورتی اون ظرف پر آب میشه که خالی باشه.
**** بعضی موقعها غر می زنیم که اصلا من هیچوقت توفیق ندارم کار خوبی انجام بدم. یا اینکه میگیم من بدشانسم. اگه لب دریا هم برم باید با خودم (روم به دیوار!)آفتابه ببرم!! و از این جور حرفا. یا اینکه : ما کجا و خونه ی خدا. یا اینکه :( نعوذ بالله) دیگه خدا هم ما رو فراموش کرده!! و از این جور حرفا.
***** حالا پازل بالا رو کنار هم بچینیم ببینیم چی در میاد:
دنیا پر از خوبیه و رحمت خدا از در و دیوار میریزه ، همه چیز توی طبیعت به هم ربط دارن ، طبیعت در مسیر کماله ، ظرف ما محدوده ، ما تشنه ی رحمت خداییم، دنبال پاداش، دست خودمونه که ظرفمون رو با چی پر کنیم ، آب و طلا یا سنگ و خاک؟
****** یه وقتای روح ما هم نیاز داره که از خیلی چیزای زائد و باطل خالی بشه تا فضای خالی برای دریافت خیر از طبیعت فراهم بشه و الا حتی اگه بخواییم هم نمیتونیم از این همه رحمتی که توی دنیا وجود داره بهره ای جمع کنیم. اگه چیزی جمع کنیم فایده ش به خودمون میرسه. پس روح ما هم نیاز داره که گاهی DISK DEFRAGMENTER واسش استفاده کنیم. تا یه موقع اگه قرار باشه توفیق نصیبمون بشه روح و قلبمون ERORنده. کینه و نفرت و میل به گناه و ... میتونن از اون اطلاعات زائد و مضر باشن. دلمون رو ازشون خالی کنیم. بگذاریم که احساس هوایی بخورد.بدیها مثل یه ساعت شنی همونطور که دلمون رو پر میکنه،مغز و روحمون رو رو از خوبیها خالی میکنه.ماه رمضون فرصت خوبیه واسه اینکار. حالا برای اینکه این جور چیزای زائد و گاهی مضر وارد دل و روح و مغزمون نشن باید چی کار کنیم؟ راهنماییم کنین
سلام
اول از غیبت طولانی مدتم عذر خواهی میکنم. سر فرصت اگه خدا بخواد توضیح میدم.
* تا حالا شده که احساس کنین مختون EROR میده؟ بذارین واضح تر بگم؛ تا بحال شده که احساس کنین یه مطلب خیلی ساده رو نمیتونین به ذهن بسپارین؟ یا برعکس، یه مطلب خیلی ساده رو که توی ذهنوتن سپرده بودین نمی تونین دوباره بیاد بیارین؟! مثلا" یه شماره تلفن ساده، اسم یا چهره ی یه نفر، یا در یه حالت بدتر سر جلسه ی امتحان پایان ترم...
یا گاهی از اوقات میشه که نیاز داریم یه مسئله رو تحلیل کنیم و از ابعاد مختلف اون رو بررسی کنیم .حالا این مسئله ممکنه یه مسئله ی سیاسی یا اجتماعی باشه و یا اینکه موضوعی مثل خرید یه وسیله یا انتخاب همسر یا دوست یا هر چیز دیگه ای باشه؛ اما... اما بر خلاف همیشه میبینیم که توی خان اول تحلیل، بنزین کم آوردیم!!! ( البته فرض کنین هنوز بنزین سهمیه بندی نشده!!). یعنی آدم میبینه که توی سطحی ترین تحلیلها هم کم میاره.اصلا نمیتونه یه ساختار و یا شاخص مناسب برای انتخاب و یا تحلیلش پیدا کنه،چه برسه به اینکه تصمیم گیری کنه...
راستش من خودم گاهی مواقع این اتفاق برام میافته و توی اون شرایط که بعضی مواقع امرجنسی و بحرانی هست واقعا اعصابم به هم میریزه و این خودش میشه قوز بالا قوز .
** امروز وقتی اومدم پای رایانه م دیدم هشدار میده که فضای درایو C خیلی کمه. رفتم داخل درایو و یه خورده بهش سر و سامون دادم. یه چیزای اضافی رو پاک کردم و بقیه ی فایلا رو هم سپردم دست DISK DEFRAGMENTER تا واسم مرتب کنه. یه چیزی حدود یه گیگابایت خالی شد. یعنی یه گیگابایت الکی توی حافظه داشتم. مثل یه خونه که وقتی وسایل توش به هم ریخته باشه نمیشه یه وسیله ی جدید مثل یه کمد آورد اونجا. اما وقتی مرتب میشه امکان اینکار فراهم میشه.
حتما میگین خب این دوتا موضوع چه ربطی به هم داره؟!! بعد از این که فایلا مرتب شد یه لحظه یاد اون مشکل اولی که گفتم افتادم. با خودم گفتم خب حافظه و مغز من هم همین طوریه دیگه. بعضی وقتا اونقدر چیزای الکی از قبیل بحثهای بیهوده و علوم لاینفع و ... توش میریزم و اینا اونقدر بهم بی ربط هستن که با وجود ظرفیت خالی توی مغز دیگه جایی برای ورود داده ی جدید یا بکار افتاد پردازشگر نمیمونه و به قول یاروگفتنی چی؟ مخ هنگ میکنه !!
*** نکته های اخلاقی بحث:
1- مغز ما هم گاهی اوقات نیاز به DISK DEFRAGMENTER داره!!! یعنی نیاز هست که یه سری چیزای الکی رو ازش حذف کنیم و بقیه ش رو هم مرتب کنیم.
2- یه نکته اخلاقی دیگه هم داره که توی پست بعدی میذارم البته خوشحال میشم اگه یه وقت عزیزی به این وبلاگ آماتوری و سوت و کور سر زد و به اون نکته پی برد واسم کامنت بذاره...